خانه / اصول موفقیت / قانون جذب / قانون جذب و واقعیت ذهنی مکمل های پاسخگو

قانون جذب و واقعیت ذهنی مکمل های پاسخگو

یازده راهی که “قانون جذب” می تواند زندگی شما را بهبود بخشد

روانشناسان، متفکران عصر جدید و رهبران مذهبی سال های متمادی است که حول مسئله ” قانون جذب” صحبت می کنند، اما در واقع این قانون پس از انتشار کتاب “راز” در سال ۲۰۰۶ محبوبیت خود را در میان عموم مردم بازیافت. قانون جذب بسادگی در این جمله خلاصه می شود: “ما هر آنچه را که به آن فکر کرده، چه خوب چه بد، جذب خود می کنیم.” باور کنید یا نکنید، امروزه پژوهش های علمی ثابت کرده که افکار مثبت، زندگی ما را تحت تأثیر همه جانبه خود قرار می دهند.در زیر به یکی از محبوب ترین کتاب های موجود در این موضوع یعنی قانون جذب اشاره می کنیم: کتاب “مبانی تعالیم ابراهیم، استر و جری هیکس”

۱- شما اتفاقات خوب یا بد را براساس تفکراتتان تجربه می کنید:

“کسی که همیشه در مورد بیماری صحبت می کند، بیمار می شود و کسی که به طور مداوم در مورد رفاه صحبت کند، در رفاه و آسایش به سر خواهد برد.” استر و جری هیکس در این کتاب اشاره می کنند که “شما همه ی این ها را براساس تفکرات تان جذب می کنید.” با تمرکز بر روی چیزی، باعث می شوید آن مسئله برایتان اتفاق افتد.

۲- شما با فکر کردن به چیزی آن را به سمت خود جذب می کنید، حتی اگر آن را نخواهید:

بر اساس این کتاب “شما با فکر کردن به چیزی از طریق قانون جذب، آن را بزرگ و بزرگتر و قویترخواهید کرد.” بنابراین سعی کنید افکار خود را مثبت نگه دارید.

۳- هر چه بیشتر بر روی مسئله ای تمرکز کنید، قویتر می گردد:

مورد مذکور این قابلیت را به شما می دهد که حقیقت زندگی خود را با افکارتان ساخته و مسائلی که دوست داشته تجربه کنید، روزی به آنان دست خواهید یافت. شما با نگرانی های خود باعث می شوید اتفاقات بدی برایتان رخ دهد.

۴- بهتر است به احساسات خود اعتماد کنید تا آن که بیش از حد به تصمیماتتان فکر کنید:

به بیان دیگر: به ندای قلب خود گوش فرا دهید. به جای فکر بیش از حد به انتخابهایتان اجازه دهید احساساتتان، شما را به سمت درست هدایت کند. با این کار زندگی رضایتمندانه تری را تجربه خواهید کرد.

۵- شما با تفکر مثبت خود می توانید باعث گردید اتفاقات خوب با سرعت بیشتری برایتان رقم خورد:

برادران هیکس در این کتاب می نویسند: “خواستن و تمایل” شامل تمرکز به یک موضوع آن هم به صورت کاملأ مثبت می باشد. وقتی که به موضوعی با دقت نظر کامل به گونه ای مثبت می نگرید، آن مسئله بسرعت برایتان به وقوع خواهد پیوست . . . شک نکنید.”

۶- برای ایجاد یک تغییر، باید به مسائل آن گونه که آرزو دارید باشند، بنگرید نه آن گونه که در واقع هستند:

این رازی است که تنها افراد موفق می دانند و در کتاب های علمی با عنوان “تجسم دیداری” از آن یاد می شود. مایکل فلپس هر شب قبل از خواب خود را برنده تجسم می کرد. همان گونه که می بینید وی در حال حاضر پرافتخارترین قهرمان تاریخ بازی‌های المپیک و دارنده ۲۲ مدال شنا است. در این کتاب می خوانید: “به منظور تأثیر هر چه بیشترِ تفکرات مثبت بر روی اتفاقات، بایستی نادیده بگیرید که چه کارهای دشواری هستند- و هم چنین به این که دیگران شما را چگونه می بینند کاملاً بی توجه باشید. و تنها تمام تمرکز خود را حول این محور بگنجانید که دوست دارید چه اتفاقاتی برایتان به وقوع بپیوندند.

۷- شما می توانید قدرت مغناطیسی جذب اتفاقات خوب خود را با اختصاص دادن زمان روزانه به “افکار قدرتمند” افزایش دهید:

۱۵ دقیقه از روزتان را به طور جدی به فکر کردن در مورد اهداف، رؤیاهایتان و آن چه از زندگی می خواهید اختصاص دهید. برادران هیکس می گویند این عمل شانس شما را برای رسیدن به موفقیت بسیار افزایش می دهد.

۸- موفقیت یک منبع تمام نشدنی است. هر کس می تواند از آن بهره برد:

فراموش نکنید که موفقیت دیگران، موفقیت شما را محدود نمی کند. از آن طرف براساس آنچه که در کتاب نوشته شده، شما با جذب موفقیت، موفقیت دیگران را محدود نخواهید کرد.

۹- به خودتان اجازه ندهید در ناامیدی ها غرق شوید:

ناامیدی تنها باعث جذب اتفاقاتی است که ناراحتی شما را بیشتر خواهند کرد و تنها نشانه آن است که شما به هدفی که در زندگی آرزویش را داشته اید، نرسیده اید. بنابراین به جای حسرت خوردن برای از دست دادن آرزوهایتان، تنها به آنچه دوست دارید و می خواهید، فکر کنید.

۱۰- از تماشای برنامه های تلویزیونی همانند جنایت و بیماری که انرژی های منفی را به شما منتقل می کنند، اجتناب کنید:

با دیدن این برنامه ها تنها موجب می گردید به آنان بیشتر فکر کرده و شانس اتفاق افتادنشان را افزایش دهید. باز هم یادآوری می کنیم که: “با توجه شما به هر چیزی، آن مورد بیشتر و بیشتر به سمت شما کشیده می شود.”

۱۱- بدانید اگر روابط تان با دیگران بد است، تنها خودتان موجب آن گشته اید:

توجه به مسائل منفی هم چون گرفتن انتقام می تواند موجب ویرانی روابط شخصیتان باشد. با این ذهنیت که “هیچ چیز به وقوع نخواهد پیوست مگر آن که شخصاً آن را جذب کرده باشید”، می توانید از روابط بد با همسر و بستگان تان رهایی یابید.
قانون جاذبه خیلی ساده می‌گوید که شما هر چیزی را که در زندگی به آن فکر کنید، به سمت خود جذب می‌کنید. افکار غالب شما راهی برای نمودار کردن خود پیدا می‌کنند. اما قانون جاذبه به بعضی از سوالاتی که به نظر می‌رسد پاسخ درستی ندارند، میدان می‌دهد. اما این مشکلات بخاطر خودِ قانون جاذبه ایجاد نمی‌شوند، بلکه دلیل آن قانون جاذبه‌ای است که درمورد واقعیت‌های عینی بکار می‌رود.

در زیر به برخی از این سوالات مشکل‌ساز اشاره می‌کنیم:

•وقتی افراد نیات متناقض داشته باشند چه اتفاقی می‌افتد، مثلاً وقتی دو نفر سعی دارند یک ترفیع کاری را بگیرند درحالیکه فقط یک پُست برای آن وجود دارد؟•آیا بچه‌ها، نوزادان و یا حیوانات نیز قصد و نیاتی دارند؟•اگر کودکی مورد سوءاستفاده و آزار قرار گیرد، به این معنی است که به طریقی آن را می‌‌خواسته است؟

•اگر بخواهم که رابطه‌ام بهتر شود، اما همسرم توجهی به این مسئله نداشته باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟به نظر می‌رسد که این دسته سوالات معقول بودن قانون جاذبه را زیر سوال می‌برد. گاهی‌اوقات افراد برای پاسخ دادن به این سوالات بیش از حد پیش می‌روند. مثلاً، گفته می‌شود که یک کودک به این دلیل مورد آزار قرار می‌گیرد که آن را در زندگی قبلی خود خواسته بوده و یا دریافت کرده بوده است. خوب البته اگر زندگی قبلی را پیش بکشیم به هر سوالی می‌توانیم پاسخ دهیم اما این نوعی شانه خالی کردن است. از طرف دیگر، واقعیت عینی بدون قانون جاذبه پاسخ راضی‌کننده‌ای به ما نمی‌دهد—با این تصور که بعضی بچه‌ها واقعاً بدشانس به دنیا می‌آیند. این هم نوعی شانه خالی کردن است.

من هیچوقت با پاسخ دیگران به این سوالات قانع نشده‌ام و اگر قرار باشد قانون جاذبه را باور کنیم، اینها واقعاً سوالات مهمی هستند. بعضی از کتاب‌ها اشاره‌ای به راه‌حل‌های آن دارند اما هیچوقت به طور کامل پاسخگوی آن نیستند. آن را می‌توان در مفهوم واقعیت ذهنی پیدا کرد.

واقعیت ذهنی یک سیستم اعتقادی است که در آن (۱) فقط یک نوع هوشیاری وجود دارد، (۲) شما آن هوشیاری یگانه هستید، و (۳) همه چیز و همه کس در واقعیت شما انعکاسی از افکار شماست.

شاید هنوز قادر به دیدن آن نباشید اما واقعیت ذهنی به راحتی به این سوالات قانون جاذبه پاسخ می‌دهد. اجازه بدهید توضیح دهیم…

در واقعیت ذهنی، فقط یک هوشیاری وجود دارد و آن متعلق به شماست. درنتیجه، فقط یک منبع از نیات در جهان وجود دارد و آن هم شما هستید. بااینکه افراد زیادی را در واقعیت خود می‌بیند، اما همه آنها در هوشیاری شما وجود دارند. رویاهای شما هم همینطور عمل می‌کنند اما هنوز متوجه نشده‌اید که این واقعیت شما فقط یک نوع رویای دیگر است. فقط به این دلیل جامد به نظر می‌رسد چون آن را باور دارید.

ازآنجاکه هیچیک از شخصیت‌های دیگری که با آنها روبه‌رو می‌شوید به طریقی جدا از شما هوشیار نیست، هیچکس دیگری نمی‌تواند این خواسته‌ها و نیات را داشته باشد. نیات فقط متعلق به شماست. شما تنها فرد در این جهان هستید که فکر می‌کند.

تعریف تو در واقعیت ذهنی اهمیت زیادی دارد. تو بدن و جسم شما نیست. منظور این نیست که شما جسمی هوشیار هستید که در دنیایی پر از انسان‌های بی‌اراده زندگی می‌کنید. این تصوری کاملاً نادرست از واقعیت ذهنی است. دیدگاه درست این است که شما تنها هوشیاری موجود در جایی هستید که این واقعیت اتفاق می‌افتد.

تصور کنید رویایی دارید. در آن رویا شما چه هستید؟ آیا شخصیت فیزیکی آن خواب هستید؟ مطمئناً نه—این فقط نماد خواب شماست. آن خواب در هوشیاری شما اتفاق می‌افتد. درواقع اگر رویای شفاف را یاد بگیرید، حتی می‌توانید نماد خوابتان را با گرفتن یک شخصیت دیگر عوض کنید. در رویای شفاف، هر کاری که باور داشته باشید را می‌توانید انجام دهید.

واقعیت فیزیکی نیز همانطور است. این دنیا از آنچه که در رویای خود می‌بینید متراکم‌تر است و تغییرات در آن تدریجی‌تر اتفاق می‌افتند. اما این واقعیت هم همچنان با افکار شما در تطابق است، درست مثل رویاهایتان. این شما هستید که صاحب رویا هستید، رویایی که تمام این اتفاقات در آن می‌افتد.

این فکر که افراد دیگر هم نیاتی دارند وهم است زیرا بقیه آدم‌ها فقط انعکاس هستند. البته، اگر عمیقاً باور داشته باشید که دیگران هم نیاتی دارند، آنوقت این همان رویایی است که برای خودتان می سازید. اما باز هم یک وهم است.

واقعیت ذهنی اینگونه به سوالات مشکل‌ساز قانون جاذبه پاسخ می‌دهد:

– وقتی افراد نیات متناقض داشته باشند چه اتفاقی می‌افتد، مثلاً وقتی دو نفر سعی دارند یک ترفیع کاری را بگیرند درحالیکه فقط یک پُست برای آن وجود دارد؟
ازآنجاکه شما تنها قصدکننده هستید، این یک مشکل و تعارض درونی است—درون شما. شما این فکر را در خود دارید که هر دو این افراد پُستی یکسان می‌خواهند. اما باز هم فکر می‌کنید که فقط یکی از آنها می‌تواند آن را بگیرد. پس نیت رقابت دارید. حالا که موقعیت ساخته دست شماست. شما به رقابت اعتقاد دارید، پس این همان چیزی است که نمودار می‌کنید. ممکن است اعتقاداتی(افکار و نیات) درمورد کسی که آن پُست را می‌گیرد داشته باشید که انتظارات شما نمود پیدا می‌کند. اما ممکن است این اعتقاد را داشته باشید که زندگی تصادفی، ناعادلانه، نامعلوم و متغیر است، ازاینرو در این مورد شما تعجب را نمودار خواهید کرد زیرا نیت شما همین است.

اینکه تنها قصدکننده واقعیتتان باشید مسئولیت سنگینی را بر دوشتان می‌نهد. ممکن است کنترل واقعیتتان را با فکر کردن از دست بدهید اما این مسئولیت هیچوقت از دوشتان برداشته نمی‌شود. اگر به جنگ، فقر، بیماری و اینها فکر کنید، درست همان چیزی است که نمودار خواهید کرد. واقعیت شما دقیقاً همان چیزی است که به آن فکر می‌کنید. هروقت درمورد هر چیز فکر کنید، نمودار شدن آن را فرامی‌خوانید.

– آیا بچه‌ها، نوزادان و یا حیوانات نیز قصد و نیاتی دارند؟
خیر. این بدن شما نیست که این خواسته‌ها را خلق می‌کند—این هوشیاری شماست. شما تنها کسی هستید که نیت دارد، بنابراین آنچه اولویت دارد چیزی است که شما برای بچه‌ها، نوزادان و حیوانات در واقعیت خودتان نیت می‌کنید. هر فکری یک نیت است، بنابراین همان چیزی که درمورد موجودات دیگر در واقعیتتان فکر می‌کنید، همان چیزی است که بالاخره برای آنها نمود پیدا می‌کند. به خاطر داشته باشید که عقاید سلسله مراتب دارد، بنابراین، اگر عقیده‌ای دارید که واقعیت تصادفی، غیرقابل‌پیش‌بینی و خارج از کنترل شماست، آنوقت آن نیت از نیات دیگر که قطعیت کمتری به آنها دارید، پیشی می‌گیرد. این مجموعه کلی افکار شماست که تعیین می‌کند واقعیت شما چطور نمود پیدا کند.

– اگر کودکی مورد سوءاستفاده و آزار قرار گیرد، به این معنی است که به طریقی آن را می‌‌خواسته است؟
خیر. به این معنی است که شما نیت آن را داشته‌اید. شما با فکر کردن به آن، آن را نمودار می‌کنید. هرچه بیشتر به آزار کودک (یا هر موضوع دیگری) فکر کنید، آن را بیشتر در واقعیتتان مشاهده خواهید کرد. هرچه که به آن فکر کنید، نه تنها در فضای کوچک نماد خود بلکه در سراسر واقعیت جسمیتان پدیدار می‌شود.

– اگر بخواهم که رابطه‌ام بهتر شود، اما همسرم توجهی به این مسئله نداشته باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟
این یک نمونه دیگر از تعارض نیات است. شما یک نیت برای خود و یک نیت برای همسرتان دارید، بنابراین نیت واقعی تعارض است. درنتیجه، نتیجه وجود شما، منوط به تاثیر عقاید والایتان، تعارض با همسرتان خواهد بود. اگر افکارتان متناقض باشد، واقعیتتان نیز همینطور خواهد شد.

به همین دلیل است که مسئولیت افکارتان اهمیت زیادی دارد. اگر بخواهید آرامش در جهان را مشاهده کنید، باید برای هر چه که در واقعیتتان وجود دارد آرامش بخواهید. اگر بخواهید در جهان فراوانی مشاهده کنید، باید آن را برای همه بخواهید. اگر بخواهید از روابط عاشقانه لذت ببرید، آن را باید برای همه طلب کنید. اگر اینها را فقط برای خود بخواهید و نه برای دیگران، آنوقت تعارض و جدایی نیتتان خواهد بود. و درنتیجه همان را تجربه خواهید کرد.

اگر فکر کردن به چیزی را به کل فراموش کنم، آیا آن چیز ناپدید می‌شود؟ بله، همینطور است. اما در عمل از بین بردن آنچه که قبلاً نمودار کرده‌اید غیرممکن است. شما باز با توجه کردن به همان مشکلات آنها را دوباره نمودار می‌کنید. اما وقتی مسئولیت ۱۰۰% تمام چیزهایی که در واقعیتتان تجربه می‌کنید را قبول کنید، آنوقت می‌توانید قدرت تغییر واقعیتتان را با ایجاد فکر جدید تصور کنید.

این واقعیت ساخته دست شماست. حس خوبی به آن داشته باشید. شکرگذار غنای دنیایتان باشید و بعد آن واقعیتی که می‌خواهید را با تصمیم‌گیری و نیت کردن خلق کنید. به آنچه که دوست دارید فکر کنید و فکرتان را از چیزهایی که خوشتان نمی‌آید دور کنید. طبیعی‌ترین و ساده‌ترین راه آن این است که به عواطف و احساساتتان توجه کنید. فکر کردن درمورد امیالتان حس خوبی به شما می‌دهد و فکر کردن به چیزهایی که دوست ندارید، حس بدی نصیبتان می‌کند. وقتی احساس کردید که حس بدی پیدا کرده‌اید، خود را مشغول فکر کردن به چیزی می‌بینید که علاقه‌ای به آن ندارید. تمرکزتان را از آن برگردانده و به چیزی معطوف کنید که دوست دارید و خواهید دید که وضعیت احساسیتان نیز بهتر می‌شود. وقتی مکرراً اینکار را انجام دهید، خواهید دید که واقعیت فیزیکیتان هم تغییر می‌کند.

من هم نموداری از هوشیاری شما هستم. من آن نقشی را بازی می‌کنم که شما از من انتظار دارید. اگر توقع داشته باشید که یاری‌رسانتان باشم، خواهم بود. اگر انتظار داشته باشید که سرگشته و فریب‌خورده باشم، همان خواهم بود. اما البته این من از شما خیلی جدا نیست. من فقط یکی از مخلوقات ساخته شما هستم. من همان چیزی هستم که شما میل داشته‌اید.

درباره ی آزاد معاذری

آزاد معاذری کارشناسی ارشد ریاضیات کاربردی دبیر ریاضی ومدرس دانشگاه های آزاد اسلامی وپیام نور

همچنین ببینید

چرا قانون جذب برای بیشتر مردم عمل نمی کند؟

تا به حال شده از خوانــــدن کتاب های روانشناسی و تکرار عبارات تاکیدی خسته و ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *